خرید بک لینک
1. سی سالگی با یک حال خوب بیبهانه از راه رسید. گل شکفته عمر، که زیبایی و جاافتادگی را توأمان دارد. اضطراب آغاز دهه چهارم زندگی که دو سال پیش شروع شده بود(!)، از همان صبح آرام تولد فرو نشست. بلند شدم

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 8:14

در حالی که من بیشتر(حداقل در اطراف خودم)، زنهای قانونگذار و مردان مجری را میشناسم؛ زنهای ایران دنبال حقوق برابرند. درست است که میگویند عرف و موازین زنها را در پستو نگه داشته است، اما بنظر من این

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

این احساس رضایتی که در تماشای سرسری و روزانه خودمان داریم، این احساس محق بودن، لیاقت و کارآمدی، درست عمل کردن، و... در لایههای زیرین وجودی چقدر پوچ و بیمعنی میشود؛ فقط کافیست وقتی داریم منتقدانه

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

1. بخاری و سیستم گرمایشی با شعله محسوس، برای منی که از صفر سالگی در آپارتمانی دارای شوفاژ و موتورخانه مرکزی بزرگ شدهام، پدیده جذابیست! هم از بابت مدل گرمایشیاش که خیلی سنتی به نظر میرسد و هم به خا

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

یک جورهایی دلم میخواهد این فاصله بین اذان صبح تا طلوع آفتاب هیچ وقت تمام نشود؛ مغتنمترین زمان برای همهی کارها، به خصوص کتاب خواندن. انگار که جزء عمر محاسبه نمیشود؛ زمانی کامل و آرام و درخشان. درست مثل چهره معشوق.

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

دو روز است که با هم قهریم، ولی من مثل همیشه، بعد از غروب، جلویش چای و کیک گذاشتهام، او هم طبق عادت شنبهها برایم مجله خریده و میوهفروش محلهمان را در گزارش خبر با خنده نشانم داده! بعد دوباره سکوت کر

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

«اینجا حوالی من؛ پشت شیشههای بخار گرفته، برف میبارد و تو مردی هستی با چتر، که راه خانه را میدانی. من شمعدانیها را از عطر تو پُر کردهام و با پای برهنه و پارهای ابر، بر تنم آمادهام؛ تمام پیادهرا

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

غم از دست رفتن دفترهای املا و انشای دبستانم با نمرات همه بیست و تحسینهای فراموشناشدنی آموزگار، یا غم مفقود شدن دفتر یادداشتهای دختر کلاس دوم یا سومی، از جلسات سخت کلاس معارف مادرش، آن دیاگرامها و

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

هزار غم را باید پشت سر گذاشت، و اجازه داد نور ملایم، در بستری از سکوت و آرامش به درون بسرد. اگر مجال دهیم شاید صدای کتری، تیک تاک ساعت، و کلنگی از دورها همهی زندگی را پر کند. نگاهم به کیفت میافتد که

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

1. چهار سال با تو و زیر یک سقف به سر شد. شکر خدا، که این سالها را با آرامش و تفاهم گذراندهایم. شکر خدا که سر مسائل بیارزش با هم نجنگیدهایم و امنیت و حرمت خانهمان را حفظ کردهایم. حالا میتوانم نه

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

صفحه بندی